شيخ ذبيح الله محلاتى

291

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

جماعت بسيار كه ابو بكر به امداد ايشان فرستاده بود كشان‌كشان ببردند فاطمهء چون اين كردار را مشاهده نمود بانگ و خروش برداشت و زنان بني هاشم و ديگران جمع شدند و نظر مىكردند و كوچه‌هاى مدينة از جمعيت پرشده بود پس فاطمه بدر حجره آمد و ابو بكر را ندا كرد و گفت چه زود بود كه غارت بر اهل بيت رسول خدا آورديد به خدا قسم با عمر تكلم نكنم تا خدا را ملاقات بنمايم سى دوم ابو عبيده در كتاب اموال بنا بر نقل مولانا السيد الاجل مير محمد قلى در جلد اول تشييد المطاعن نقل كرده كه ابو بكر مىگفت كاشكى كشف بيت فاطمه نكرده بودم سى سوم أبو المظفر سبط ابن جوزي در كتاب مرآة الزمان خود قصهء ليتنى لم اكشف بيت فاطمه را مفصلا ذكر كرده بنا بر نقل صاحب تشييد المطاعن سى چهارم در جلد سوم الغدير ص 102 از كتاب ( الامام على ) تأليف استاد دانشمند عبد الفتاح بن عبد المقصود از ص 225 مفصلا نقل كرده با يك عباراتى كه سخت‌ترين دلها را به حال صديقهء طاهره مىسوزاند تا اينكه در آخر كلماتش گويد ( قالت يا ابتاه يا رسول اللّه ما ذا لقينا بعدك من ابن الخطاب و ابن ابى قحافه فكانما زلزلت الارض تحت هذا الجمع الباغى من رهبة النداء سى و پنجم دكتر محمد حسين هيكل مصري در كتاب ( حيوة محمد ) در طبع سوم از صفحهء شصت تا صفحهء 62 داستان اختلافات را ذكر كرده از آن جمله گويد طلحه و زبير و جماعتي در خانهء فاطمه بودند عمر به منزل على آمد و گفت و اللّه لا حرقن عليكم او لتخرجن الى البيعة تا اينكه گويد فاطمه از دنيا رفت درحالىكه بر شيخين غضبناك بود سى و ششم عمر رضا كحاله در كتاب أعلام النساء در جلد سوم در ترجمهء فاطمه سلام اللّه عليها آنچه را كه ابن قتيبة و ابن ابى الحديد و ابن عبد ربه نقل كردند ايشان با زيادتي نقل كرده و اين كتاب در مصر بطبع رسيده و خطبهء حضرت زهرا را هم نقل كرده و همه را صحيح و ثابت دانسته